مهارت حل مسئله

امروزه ﺑﺴـﯿﺎري از اﻓـﺮاد در روﯾﺎروﯾﯽ ﺑﺎ ﻣﺴﺎﺋﻞ زﻧﺪﮔﯽ ﻓﺎﻗﺪ ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽﻫﺎي ﻻزم و اﺳﺎﺳﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﻫﻤﯿﻦ اﻣﺮ آﻧﺎن را در ﻣﻮاﺟﻬﻪ ﺑﺎ ﻣﺸـﮑﻼت و ﻣﺴﺎﺋﻞ روزﻣﺮه زﻧﺪﮔﯽ ﻧﺎﺗﻮان و آﺳﯿﺐ ﭘﺬﯾﺮ ﺳﺎﺧﺘﻪ اﺳﺖ. مهارت ﺣﻞ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﯾﮑﯽ از ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﻓﺮآﯾﻨﺪﻫﺎي ﺗﻔﮑﺮ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ اﻓﺮاد ﮐﻤﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺗـﺎ ﻣﻘﺎﺑﻠـﻪ ﻣﺆﺛﺮي ﺑﺎ ﻣﺸﮑﻼت و ﭼﺎﻟﺶﻫﺎي زﻧﺪﮔﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ و در ﺳﻼﻣﺖ رواﻧـﯽ و اﺟﺘﻤـﺎﻋﯽ اﻓـﺮاد ﻧﻘـﺶ ﻣﻬﻤـﯽ ﺑـﺎزي می کند. ﻫﺪف از ﻣﻬﺎرت حل مسئله، ﮐﻤﮏ ﺑﻪ اﻓﺮاد در ﺟﻬﺖ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻬﺘـﺮ ﺧـﻮد، ﺑﺮﻗـﺮاري رواﺑـﻂ ﺑـﯿﻦ ﻓـﺮدي ﻣﻨﺎﺳﺐ و ﻣﺆﺛﺮ، ﮐﻨﺘﺮل ﻫﯿﺠﺎﻧﺎت، ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ داﺷﺘﻦ ﺑﺮ ﺷﺮاﯾﻂ ﺗﻨﺶ زا و ﺣﻞ ﮐﺮدن ﻣﺴﺎﺋﻞ و ﻣﺸﮑﻼت اﺳـﺖ. واﻗﻌﯿﺖ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎري از ﻣﺎ اﻧﺴﺎنﻫﺎ ﻧﻤﯽداﻧﯿﻢ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﻣﺸﮑﻼت ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﮐﻨﯿﻢ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﯾﮕـﺮ راهکار مشخصی برای مسئله خود نداریم از این رو آموختن مهارت حل مسئله ضروری است.

برنامه ریزی استراتژیک زندگی

تفکر کلید حل مسئله

بازسازی مبانی فکری

همه ما در ذهن خود، مجموعه ای از پیش فرض ها و باور هایی داریم که اساس فکر و رفتار ما را تشکیل می دهند. این باور ها اغلب تحت تاثیر عواملی چون تربیت خانواده، دوستان، آشنایان، نظام آموزشی و رسانه ها شکل گرفته اند. دهه اول زندگی ذهن ما در فاز پذیرش محض قرار دارد و ما کاملا تحت تاثیر رفتار و تربیت محیط پیرامون خود قرار داریم. اما با شروع دهه دوم زندگی، ما کم کم وارد فرایند فکر کردن شده و به خوب و بد مسائل پیرامون، می اندیشیم. به عبارت دیگر ما باید در این مرحله دست به بازسازی مبانی فکری خود زده و سعی در گلچین کردن افکار و اندیشه ها برای ذهن خود بزنیم. اندیشه های که قرار است تمام عمر با ما بوده و مسیر زندگی ما را رقم بزند. بنابراین بدیهی است که انتخاب بهترین مبانی فکری، تعیین کننده ترین مسئله زندگی ما به حساب می آید و سرنوشت ابدی ما تحت تاثیر این موضوع قراردارد.
اما سوال اینجاست که از کجا بدانیم بهترین شیوهای فکری کدامند؟
پاسخ این است که برای آنکه بهترین مبانی فکری را برای خود برگزینیم، باید با تحقیق و جست وجو به سراغ بهترین متخصصان برویم و مراجعه به منابع موثق، مطالعه منابع و جمع آوری اطلاعات کافی سه رکن اجتناب ناپذیرند
بهینه سازی فکری : حال ممکن است این سوال مطرح شود که افرادی که مدتی از عمرشان گذشته و سنین نوجوانی و جوانی را سپری کرده اند و تا به حال به طور جدی به مسئله مبانی فکری خود فکر نکرده اند، چه باید بکنند؟
پاسخ تجدید نظر در مبانی فکری قبلی که در ذهن ما شکل گرفته اند می باشد. منظور از تجدید نظر بازبینی جدی شیوه های اندیشه و قضاوت خود با هدف بهینه سازی آنهاست. به عبارت دیگر ما در این فرایند با تحقیق و مطالعه تمامی افکار،باورها،ارزش ها و حتی سلایق خود را به چالش کشانده و مجددا درباره ی درستی آنها قضاوت می کنیم.
تجدید نظر در مبانی فکری، به یکی از سه فرایند جایگزینی، اصلاح و تثبیت و تقویت باورها می انجامد که هریک در جای خود لازم است.

هدف گذاری ( وضع مطلوب )

هدف نقطه ی نهایی و مطلوبی است که قصد داریم به آن برسیم. هدف فعالیت های ما را در زندگی جهت دهی می کند تا به موقعیتی که می خواهیم برسیم. مهم ترین کارکرد هدف ساختن آینده است. در واقع هدف تعیین می کند که ما در آینده ی نزدیک و دور می خواهیم به کجا برسیم.
هر بعد از زندگی یک هدف است. آگاهی از وجود ابعاد مختلف زندگی خود و توجه تک به تک به این ابعاد و هدف گذاری برای آنها موجب میشود ما یک زندگی چند وجهی، موفق و پربار داشته باشیم. اما برای ایجاد هماهنگی بین فعالیت های ابعاد مختلف زندگی باید یک هدف اصلی تعیین کنیم. یعنی لازم است نقطه یا وضعیت ویژه ای را مشخص کنیم که میخواهیم در انتهای زندگی بدان دست یابیم که تمام اهداف دیگر باید بر اساس آن جهت دهی شوند.
نکته ای که وجود دارد این است که به علت محدودیت زمانی بایستی اهداف خاص محدودی را از میان سایرین انتخاب کنیم و آنها را ارزش گذاری و اولویت بندی نماییم.

تعیین وضعیت موجود

برای موفقیت لازم است که بدانیم در کجا ایستاده ایم ؟ واین یعنی محاسبه ی وضع موجود.
تعیین دقیق وضع موجود، از طریق جمع آوری اطلاعات درست درباره مسئله و شناسایی نقاط قوت وضعف موجب تنظیم اعتماد به نفس و واقع بینی ما میشود.

مسیر یابی و برنامه ریزی

مسیریابی عبارت است از فرایند یافتن کوتاه ترین، ارزانترین و عقلانی ترین راه برای رسیدن به مقصد نهایی و اهداف تعیین شده. در واقع برای رسیدن به هدف، حتما باید یک نقشه راه ترسیم کنیم.
برنامه ریزی دانش پیش بینی فعالیت ها و تعیین حوادث آینده است. که سه حالت دارد:
۱- خوش بینانه ۲ – واقع بینانه ۳- بدبینانه

حل مسئله در سطح فردی

معرفی مسئله

مسئله هر چیزی است که مانع دست یابی به هدف شود. درواقع مسئله عبارت است از تفاوت بین وضع موجود و وضع مطالوب.
تشخیص و شناخت مسئله (تصویر واقعی از مسئله ) : مهارت تشخیص مسئله به معنای توانایی ما در شناسایی و تعریف دقیق مسئله است. عوامل مهمی در مهارت تشخیص مسئله نقش ایفا میکنند که عبارت اند از:
الف) دانش و آگاهی ب) بینش و تحلیل عمیق ج) تجربه خود و استفاده از تجربه های دیگران د) مطالعه
در واقع برای حل مسئله نیازمند شناخت چند عنصراصلی هستیم :
شناخت فرد : برای مثال نقاط قوت و ضعف من کدامند؟ هدف و مسئولیت من چیست ؟ و…
شناخت محیط : برای مثال محدودیت های محیط، قوانین محیط وشرایط محیط چیست ؟و…
شناخت مسئله : برای مثال آیا این مسئله مانع تحقق هدف من است؟ مسئولیت حل مسئله با من است ؟ ویژگی های خاص مسئله کدام اند؟ و…
نوع مسئله : مسائل انواع متنوعی دارند که هر کدام ویژگی های خاصی دارند و عبارت اند از :

  • مسائل ساده و پیچیده ( تعداد و تنوع عوامل تشکیل دهنده مسئله بیشتر باشد پیچیده و برعکس)
  • مسائل معمول و غیر معمول ( تجربه و اطلاعات کافی و راه مقابله از پیش موجود باشد معمول و برعکس)
  • مسائل حاد و مزمن ( ماهیت آشکار و پرسروصدا و شدت بروز زیاد باشد حاد و برعکس)
  • مسائل عام و خاص ( عمومی و فردی )
  • اولویت بندی مسائل و اهمیت آن :

برخورد با مسئله

هنگام برخورد با مسئله بایستی با روش و ابزاری مناسب برای حل مسئله اقدام نماییم. فرد بایستی هنگام مقابله با مسئله سه قابلیت اصلی دوراندیشی (نتایج و پیامد ها )، انعطاف پذیری ( شیوه مقابله ای اقتضایی) و تفکر منطقی (انتخاب عقلانی ) را دارا باشد.
انواع مختلف برخورد با مسئله :
الف) کنار گذاشتن : نادیده گرفتن مسائل و موکول به زمان دیگر
ب) رفع بحران : به علت کم بودن زمان و محدودیت های دیگر اولین راه حل را به اجرا میگذاریم که بهترین راه حل نیست ولی رضایت بخش است.
ج) پاک کردن صورت مسئله : اهداف، انتظارات و نگرش خود را تغییر می دهیم.
د) حل مسئله :انتخاب بهترین گزینه از میان راه حل های موجود که آنرا انتخاب بهینه هم گویند.
ه) ریشه کنی یا چاره اندیش بنیادین : مبارزه با ریشه اصلی و علت اساسی وقوع مسئله به طوری که احتمال بروز مجدد مسئله نخواهد بود.

مهارت حل مسئله

مهارت حل مسئله عبارت است از یک روش سیستماتیک برای تفکر و عمل در راستای ارائه ی بهترین پاسخ به حل مسئله ی پیش رو.

مراحل فرایند حل مسئله :

۱) آماده سازی ذهن : عبارت است از نگرش مثبت و سازنده به حل مسئله، دور کردن افکار بدبینانه و یاس و ناامیدی، پذیرش واقعیت وجود مسئله، بزرگ نمایی و کوچک نمایی نکردن مسئله،دیگران مقصر جلوه ندادن، کسب مشورت و همکاری و…( موضعی خرد گرایانه به مسئله )
۲) تدوین شناسنامه مسئله : عبارت است از تعریف(چیستی) مسئله، ساده سازی و تجزیه مسئله به اجزای تشکیل دهنده آن و فهم ارتباط آنها، تعیین علل بروز مسئله با استفاده از تکنیک زنجیره ی سوالات (چرا؟ مثال کم شدن مشتریان فروشگاه)، تعیین محل یا موضوعی که مسئله درآن رخ داده است، تعیین زمان وقوع مسئله و میزان رشد آن، تعیین افراد در گیر با مسئله و…
۳) تعیین دقیق اهداف : عبارت است از اینکه از پیگیری حل این مسئله چه هدفی را دنبال میکنیم؟

۴) تهیه فهرست راه حل های ممکن با استفاده از تکنیک های هم چون طوفان فکری، تکنیک استخوان ماهی و…

۵) تعیین محدودیت های پیش رو : عبارت است از عوامل محدود کننده ای که فعالیت ها، تصمیم گیری ها و برنامه ریزی های ما را تحت تاثیر قرار میدهد از قبیل: قانونی، زمانی، اخلاقی،مالی و…

۶) مقایسه و تعیین ارزش نسبی راه حل ها: عبارت است از امتیاز دادن به راه حل ها از طریق غربالگری آنها از کانال های اهداف و انتظارت و محدودیت های موجود با هشیاری زیاد

۷) انتخاب بهترین گزینه (تصمیم گیری) : عبارت است از گزینش بهترین و مناسب ترین راه حل که ویژگی های آن عبارت اند از: به صرفه بودن هزینه اجرا، دارای نتایج کوتاه مدت و بلند مدت مطلوب، محقق کردن اهداف و انتظارات به بهترین شکل در شرایط فعلی، فراهم بودن مقدمات و امکانات اجرای آن و…

۸) اجرا و ارزشیابی : اجرای تصمیم و مقایسه مداوم وضعیت موجود در حین اجرا با اهداف و انتظارات از پیش تعیین شده برای اصلاح و کنترل نقائص احتمالی

ﻣﺜﺎل: علی پسری ۳۰ﺳﺎﻟﻪ وداﻧﺸﺠﻮي دوره دﮐﺘﺮي ، اﯾﻦ روزﻫﺎ در ﺣﺎل اﻧﺠﺎم ﮐﺎرﻫﺎي ﭘﺎﯾﺎن ﻧﺎﻣﻪ اش است. ﺑﻪ ﺷﺪت ﮐﺎر ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ، ﺷﺐ ﻫﺎ ﮐﻢﻣﯽ ﺧﻮاﺑﺪ و ﻓﺸﺎر ﺟﺴﻤﯽ ورواﻧﯽ زﯾﺎدي را ﺗﺤﻤﻞ ﻣﯽ ﮐﻨـﺪ .ﻫﻤـﻪ اﯾـﻦ ﻋﻮاﻣـﻞ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪه ﮐﻪ از ﻣﯿﺰان ﮐﺎراﯾﯽ او ﮐﺎﺳﺘﻪ ﺷﻮد و ﮐﯿﻔﯿﺖ ﮐﺎري اوﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﯿﺎﯾﺪ.

ﻓﺮض ﮐﻨﯿﺪ راه ﺣﻞﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ او اﻧﺘﺨﺎب ﮐﺮده ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از: اﻟﻒ) رﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮت ب) ﻣﺎﻧﺪن در ﺧﺎﻧﻪ و ﺧﻮاﺑﯿﺪن پ) رﻓﺘﻦ ﺑﻪ اﺳﺘﺨﺮ ت) اﻧﺠﺎم ﮐﺎرﻫﺎي ﻣﻌﻮﻗﻪ ث) ﮔﺮدش در داﺧﻞ ﺷﻬﺮ ج) اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﻮﺷﺎﺑﻪﻫﺎي اﻧﺮژي زا چ) ﮐﻤﺘﺮ ﮐﺎر ﮐﺮدن و… را ﺑــﻪ ﮐــﺎر ﻣــﯽ ﮔﯿــﺮد و ﺑــﻪ ﺗﺮﺗﯿــﺐ «اﮔــﺮ، آﻧﮕــﺎه » ﻋﻠــﯽ در ﻣــﻮرد ﻫــﺮ ﯾــﮏ از راه ﺣــﻞ ﻫــﺎ روش ﻋﻤﻞ ﻣﯽﮐﻨﺪ :
الف ) اﮔﺮﺑﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮت ﺑﺮوم آنوﻗﺖ اﺣﺘﻤﺎﻻً ﺧﺴﺘﮕﯽام ﺑﺮﻃﺮف ﻣﯽﺷﻮد. ب) اگر در خانه بمانم آن وﻗﺖﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺧﺴﺘﮕﯽام ﮐﻤﯽ ﺑﺮﻃﺮف ﺷﻮد؛اﻣﺎ ﻧﻤﯽﺧﻮاﻫﻢ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎﺷﻢ. پ) اگر به استخر بروم آن وﻗﺖﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺧﺴﺘﮕﯽام ﺑﺮﻃﺮف ﺷﻮد. ت) اﮔﺮﮐﺎرﻫﺎي ﻣﻌﻮﻗﻪام را اﻧﺠﺎم دﻫﻢ آن وﻗﺖﺧﺴﺘﮕﯽام ﺑﺮﻃﺮف ﻧﻤﯽﺷﻮد. ث ) اﮔﺮ ﺑﻪ ﮔﺮدش ﺑﺮوم، آن وﻗﺖﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺧﺴﺘﮕﯽام ﺑﺮﻃﺮف ﺷﻮد.، ج ) اﮔﺮاز ﻧﻮﺷﺎﺑﻪﻫﺎي اﻧﺮژي زا ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻢ آن وﻗﺖﺧﺴﺘﮕﯽام ﺑﺮﻃﺮف ﻧﻤﯽﺷﻮد. چ ) اﮔﺮآﻫﺴﺘﻪﺗﺮ ﮐﺎرﻫﺎﯾﻢ را اﻧﺠﺎم دﻫﻢ آن وقت خستگی ام برطرف نمشود و…
ﺑﺪﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﻋﻠﯽ در ﻫﻤﺎن اﺑﺘﺪا ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯽﮔﯿﺮد ﮐﻪ ﮔﺰﯾﻨﻪﻫﺎي ب، ت،ج،چ را حذف کند و بقیه گزینه ها را باقی نگه دارد. ﻣﺮﺣﻠﻪ دوم ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮي انتخاب یک از سه گزینه باقی مانده با توجه به مزایا و معایب هر کدام میباشد.

تفکر روشن

 

حل مسئله در سطح سازمانی

مجموعه ای پیچیده ای از عوامل انسانی، داخلی و خارجی، برعملکرد سازمان ها و تصمیم گیری های مربوط به آنها تاثیر گذارند. این شرایط موجب شده تا نگاهی عمیق تر و تخصصی تر به مسائل سازمانی ضرورت پیدا کند.
کوه یخ ؛ رویکردی مناسب به حل مسائل سازمانی : کوه یخ مدلی است که با نگاهی جامع و ریشه ای به مسائل سازمانی، امکان شناخت عمیق تر و برخورد اساسی با آنها را فراهم می آورد.

مراحل حل مسئله در سازمان بدین صورت است :
  • تشکیل تیم حل مسئله شامل افرادی که با تجربه و تخصص کافی
  • تجزیه و تشریح دقیق مسئله (شناخت مسئله)
  • تحلیل و تفسیر داده ها ( رابطه ی موجود بین متغیر ها )
  • بررسی اطلاعات و کشف راه حل ها
  • انتخاب راه حل و دست یابی به تصمیم
  • پیاده سازی راه حل و اجرای تصمیم
  • نظارت، ارزیابی و کنترل

نتیجه گیری :
حل مسئله یکی از (مهارت های زندگی)، یک فرآیند شناختی – رفتاری است که فرد به کمک آن ها سعی می کند راه حل های موثر یا مفیدی برای مسائل روزمره زندگی پیدا کند. در واقع حل مسئله یک فرایند ذهنی است که شامل کشف، آنالیز و حل مشکلات است. هدف نهایی حل مسئله غلبه بر موانع و پیدا کردن بهترین راه حل برای موضوعات است. بهترین راه حل برای یک مسئله در واقع تعریف کلی ندارد و بسته به موقعیتی که فرد در آن قرار دارد متغیر است. در بعضی از مسائل بهترین روش این است که افراد مطالبی را بیاموزند و به تناسب موضوع، دانسته های خود را برای حل مسئله به کار ببرند. در پاره ای از اوقات نیز بهتر است تا افراد از خلاقیت خود به صورت بداهه استفاده کنند.

تصمیم گیری فردی

ما در همه مراحل زندگی روزمره وکاری خود در حال تصمیم گیری می باشیم و باید در مورد گزینه های پیش رو انتخاب کنیم. پس باید بدانیم چه می خواهیم؟ چه گزینه هایی پیش رو داریم؟ بهترین گزینه پیش رو برای رسیدن به هدف ما کدام است؟و حال نوبت عملی کردن آن گزینه رسیده است. یعنی ما برای رسیدن به هدفمان تصمیم گیری کرده ایم. در این تحقیق مراحل تصمیم گیری ، افزایش قدرت تصمیم گیری و معایب تصمیم گیری فردی بیان می گردد.

تعریف تصمیم گیری

تصمیم گیری به معنای انتخاب کردن بین دو یا چند مسئله مختلف است و در واکنش به یک مشکل روی می دهد. و ممکن است به صورت عقلائی و یا شهودی و یا ترکیبی از این دو صورت گیرد.

مراحل تصمیم گیری


۱- شناسایی هدف تصمیم گیری (تعریف مشکل): اولین قدم در تصمیم گیری علت تصمیم گیری می باشد. اینکه چه مشکلی و یا چه فرصتی سبب شده است که ما مجبور به تصمیم گیری شویم. اینکه مشکل یا فرصت دقیقا چه چیزی است؟ چرا باید حل شود؟ چه کسانی تحت تاثیر این مشکل قرار میگیرند؟ چه مدت زمانی برای حل مشکل وجود دارد؟
چرا باید این تصمیم گرفته شود؟
۲- جمع آوری اطلاعات: در این مرحله باید یک لیستی از اطلاعات ، حدسیات و احتمالاتی که در مورد حل آن مشکل داریم تهیه کنیم. تا بتوانیم یک تصمیم منطقی واصولی بگیریم. و از کسانی که در این مورد اطلاعات دارند مشورت بگیریم وتحقیق کنیم. باید بدانیم چه میخواهیم و چگونه میتوانیم آن را بدست آوریم.
۳- شناسایی اصول برای راه حل ها: معیار هایی اصلی تصمیم گیری را مشخص کنیم تا بتوانیم گزینه های موجود را بررسی کنیم و بهترین گزینه ها را انتخاب کنیم. در این مرحله هدف مهم است اینکه هدفمان چیست؟
۴- طوفان فکری و بررسی راه حل های مختلف: در این مرحله که اطلاعات مختلف جمع اوری گردیده است ، سایر راه حل های موجود را نیز بررسی می کنیم تا بهترین راه را پیدا کنیم. همچنین می توانیم به وسیله اعضای گروه از روش طوفان فکری استفاده کنیم و یک لیست از تمامی ایده هایی که توسط اعضای گروه تولید می شود تهیه و سپس مطالب را جمع بندی کنیم. و یا از نمودار علت و معلولی استفاده کنیم بدین ترتیب که در ابتدا معلول را مشخص کنیم که همان مشکل می باشد و سپس علت ها را شناسایی کنیم و علت های ریز تر را نیز بشناسیم تا به علت اصلی که هدف ما هست و برای رفع مشکل بکار میرود ا پیدا کنیم.
۵- ارزیابی گزینه ها: در این مرحله گزینه های پیش رو را ارزیابی کرده و آن ها را سبک سنگین می نماییم و نقاط مثبت و منفی آن را مسنجیم. و با هم مقایسه می کنیم.
۶- انتخاب بهترین گزینه: در این مرحله پس از ارزیابی تمام راه های پیش رو باید بهترین گزینه را از لحاظ کم هزینه بودن، سود آوری، مفید بودن ، سرعت و … انتخاب کنیم. به عبارتی اگاهانه تصمیم بگیریم و بهترین گزینه را انتخاب کنیم.
۷- اجرای تصمیم: باید برای عملی کردن تصمیم برنامه ریزی کنیم که در آن از همکاری دیگران نیز باید بهره مند گردیم.
۸- بررسی نتیجه: این مرحله جهت یادگیری و اصلاح تصمیم گیری های آتی است . و به نوعی بازنگری تصمیم گرفته شده می باشد. که تصمیمات درست و یا اشتباه و عواقب مثبت ومنفی تصمیم در این مرحله مشخص می گردد. و استفاده از این مرحله در تصمیمات آتی مهارت تصمیم گیری را افزایش داده و تجربه خوبی ایجاد می شود.

قدرت تصمیم گیری

گاهی پیش آمده است که در شرایط حساس و با فرصت کمی که در اختیار داریم باید تصمیم گیری کنیم . حال توانایی تصمیم گیری در این شرایط به قدرت تصمیم گیری ما بستگی دارد که آیا می توانیم در این شرایط تصمیم بگیریم یا خیر؟
عواملی که در قدرت تصمیم گیری ما موثر هستند به شرح ذیل می باشند:
۱- نوع مشکل: گاهی اوقات مسائل پیش امده پیش پا افتاده و جزئی هستند و گاهی اوقات نیز بزرگ. گاهی زمان کوتاهی برای تصمیم گیر وجود دارد و گاهی زمان به اندازه کافی موجود است. برخی تصمیم ها به اطلاعات تخصصی نیاز دارد . فهمیدن این ها در قدرت تصمیم گیری ما تاثیر دارد. و توانایی ما را برای تصمیم گیری بیشتر میکند.
۲- آشنایی با موضوع تصمیم: هر چه اطلاعات و آگاهی های ما در زمینه موضوع تصمیم بیشتر باشد. شکست در تصمیم کمتر شده و قدرت تصمیم گیری افزایش می یابد.
۳- اعتماد به نفس وقدرت تصمیم گیری: اعتماد به نفس و قدرت تصمیم گیری رابطه مستقیم دارند. هر چه اعتماد به نفس بالاتر باشد با قدرت بیشتری تصمیم گیری خواهد شد. افرادی که اعتماد به نفس پایینی دارند سعی میکنند از شرایطی که ناگزیر از تصمیم گیری است فرار کنند.
۴- افسردگی و قدرت تصمیم گیری: یکی از علائم افسردگی در افراد ناتوانی آن ها در تصمیم گیری می باشد. بی حوصلگی و خلق پایین قدرت را تحت اشعاع قرار میدهد. ناامیدی و بد بینی از عوامل کاهش قدرت تصمیم گیری می باشد. زیرا تصمیم گیری به انرژی فکری زیاد و تمرکز نیاز مند است.
۵- اضطراب و قدرت تصمیم گیری: فردی که دچار اضطراب می شود همه چیز از یادش می رود و اثر منفی بر فرآیند های ذهنی و حافظه شخص می گذارد. در نتیجه نمی تواند از تجارب و اندوخته های ذهنی خود استفاده کند و احتمال شکست در تصمیم گیری را افزایش می دهد. زیرا در آن لحظه ممکن است شخص بسیار عجولانه تصمیم بگیرد و یا از تصمیم گیری فرار کند.
۶- آشنایی با روال منطقی تصمیم گیری: اگر با فرمول ها ، مراحل منظم تصمیم گیری آشنا باشیم پس با روند منطقی تصمیم گیری نیز به موفقیت نزدیک می شویم.

راه های عملی افزایش قدرت تصمیم گیری

۱- اعتماد به نفس: هر چه بتوانیم اعتماد به نفس خود را بالا ببریم به طور مثال نیمه پر لیوان را ببینیم و پیروزی های قبلی خود را به خودمان یادآوری کنیم و نقاط مبت خود را ببینیم قدرت تصمیم گیری در ما افزایش می یابد.
۲- علائم و ناراحتی ها: باید بتواند علائم و ناراحتی های خود را بشناسیم و در جهت رفع آن تلاش کنیم.
۳- تغذیه مناسب: مهم است که ما چه چیزی می خوریم، اگر تغذیه مناسب داشته باشیم می توانیم تمرکز کنیم و تصمیم بهتری بگیریم.
۴- افزایش معلومات: بهتر است نسبت به خود مسئله و پیرامون آن معلومات خود را افزایش دهیم و در مورد مسائل مربوط به تصمیم گیری و حتی مسائل روز مره آگاهی کافی داشته باشیم.
۵- ابعاد مختلف: بهتر است به ابعاد مختلف موضوع پی برده و از جنبه های مختلف آن آگاهی داشته باشیم.
۶- کمک از افراد آشنا به موضوع: مشورت و کمک از افرادی که با موضوع تصمیم گیری بیگانه نیستند و می توانند در افزایش قدرت تصمیم گیری کمک شایانی انجام دهند.
۷- استفاده از نظم منطقی:اولویت بندی مسائل و امتیاز دادن به آنها از حیث اهمیت و یا حتی زمینه هایی که با آن ها موافق بوده و یا مخالف میباشیم را بروز دهیم یادداشت برداری انجام داده تا بتوانیم تصمیم بهتری اتخاذ کنیم.
۸- بیشترین امتیاز وکمترین احتمال شکست: تلاش بر این است که بهترین انتخاب صورت پذیرد.و باید به خودمان بقبولانیم که ما انسان ها کامل نسیتم پس تصمیم بی عیب و نقص وجود ندارد.

معایب تصمیم گیری فردی

تصمیم گیری فردی

تصمیم گیری فردی مزایا و معایبی دارد که به معایب آن اشاره می کنیم.
۱- هنگامی که فرد به تنهایی تصمیم گیری می کند اطلاعات محدود تری نسبت به یک گروه دارد و توانایی جمع آوری اطلاعات او نسبت به گروه کمتر است.
۲- یک فرد جهت تصمیم گیری به تنهایی فقط از دیدگاه خود به موضوع نگاه می کند در صورتی که اعضای یک گروه دید وسیع تری جهت تصمیم گیری ارائه می دهند.
۳- تصمیم گیری گروهی با خطای کمتری مواجه می گردد. در صورتی که ممکن است خطای فرد بیشتر باشد.
۴- در تصمیم گیری گروهی علایق همه اعضا در نظر گرفته می شود.
۵- در تصمیم گیری گروهی استعدادها و شایستگی اعضا سریعتر شناخته می شود تا تصمیم گیری فردی.
نتیجه گیری:
به این نتیجه میرسم که اگر مراحل فرآیند تصمیم گیری را به همراه تجربه بکار بگیریم می توانیم در تصمیم گیری موفق شویم همچنین با رعایت مواردی که باعث افزایش قدرت می شود می توانیم احتمال شکست را کاهش دهیم. و همواره سعی در مشورت و بهره گیری از تصمیم گیری گروهی داشته باشیم تا به نتایج بهتری برسیم.